روزی می رسد که عشق را باور کنی
زندگی هیچ بهانه ای دستم نداد تا دوستش داشته باشم ولی تو این کار را کردی.
شمع........
شمع می سوزد و پروانه به دورش هر شب
من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 19:33 توسط امیر حسین |
من امیر حسین هستم. ای رفته از برم به دیاران دوردست با هر نگین اشک در چشم منی هر جا که عشق هست صفا هست در خاطر منی
صفحه نخست پست الکترونیک
بیگانه ای-عاشق×××××آشنای من عسل××××××××جون غزل.×××××× جیگر آرشیو پیوندهای روزانه
پر از عشق (غزل جون) نیلوفر گلم کوچه ی عشق (عسل خانم) قصه از کجا شروع شد؟(نوید ماهم) آبی تر از عشق مهدی جان..
RSS
تمام حقوق این قالب متعلق به Night Silence میباشد.